می روم
تابستان کهنه ام را روی ایوان پهن کنم
و قرض بگیرم برای شام امشب
دو تکه خاطره-که شاید بیات
و ماه
باز هم خواب مرا دیده / نمی بیند
.
.
.
.
.
.
.
.
خسته
در پلکان خوابت هایت
می نشینی و
و فال حافظ ر فوت می کنی
به خودت
به پنجره
به سیب
.
.
.
.
.
.
.
تبخال ماه
به لب های تو هم رسیده است
شاعر ندا مقدم
![]()
www.1471.Blogfa.com
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 2:23 قبل از ظهر توسط

