تبليغاتX
جنگ خونین انار و دندان - چشم ها را باید شست

 

چشم ها را باید شست

 

چشم ها را باید شست
چشم ها را باید شست ،

با اسید باید شست که نتوان دید
چشم ها را باید گل گرفت
تنها منظر پاک سنگفرش گلی خیابان است

تیر چراغ برق منتظر باران است منتظر تطهیر

از بس که به او تکیه داده اند این خستگی ناپذیر چشم چرانان

صورتک های سرخ،
مانتوهای راه راه،
روح های زندانی
به ملاقات هیچ میروند.
عطرهای تند حال درختان را به هم میزند

چشم های حیز کلاغ دنبال صابون ارکید است
امشب هم شکممان را صابون میزنیم
فردا خدا بزرگ است اما نه بزرگی دیش ماهواره هایمان

امشب جکسون قبله‌ی من است
من صدتومن صدقه میدهم
تا فردا بسیجی ها در کوره جلویمان را نگیرند

تا من وکامی وفرشته وسامی
دور از دسترس هم لامبادا برقصیم خیلی حال می دهد
!
خوشا به حال کلاغ

که کسی برای لیسیدن دزدکی صابون او را به منکرات نمی برد
!
آقایان به بنده توجه کنید ،من تشنه له له زدن شماهایم

با چشم های دریده تان مرا نظاره کنید
من گدای نگاهم
اگر وقت ندارید فقط یک نگاه دزدکی
میدانید؟!
من خیلی قیمت دارم!روژ لب ،پودر،سایه
...
شما را به عزت مدونا قسم

مرا به قلبهای لزجتان مهمان کنید
قول میدهم لگد نکنم احساس پاکتان را
با لژهای کلفت کفش هایم
وقت کم است
من صدبار به مادرم دروغ گفته ام تا بگذارد به خیابان بیایم
به خیابان آمده ام به دنبال!به دنبال چه آمده ام؟!!!

 

نویسنده: جواد کرکی زاده

 

چشم ها را باید شست

 

 

www.1471.blogfa.com

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط